فروهر

  فروهر از ببر مبارز  نماد فروهر در تخت جمشید


فَروهَر یا صورت اوستائی آن فَروَشی یا در فارسی باستان فَرورتی و در پهلوی فَروَهر و در فارسی فروهر یکی از نیروهای باطنی است که به عقیدهٔ مزدیستان پیش از پدید آمدن موجودات، وجود داشته و پس از مرگ و نابودی آنها، به عالم بالا رفته و پایدار می‌ماند. این نیروی معنوی را که میتوان جوهر حیات نامید، فنا و زوالی نیست.
 
نماد فروهر حکاکی شده در تخت‌جمشید

تمام آفریده‌های اهورامزدا چه مینوی و چه مادی حتی خود اهورامزدا دارای فَروهَر هستند. در وندیداد اهورامزدا به زرتشت می‌گوید «فروهر من را که بسیار بلند پایه، نیکو، زیبا، ثابت قدم و در پارسائی تمام است، ستایش کن.»

در بندهش آمده، اهورامزدا پیش از آنکه فروهرها از صورت مینوی (غیر مادی) به حالت مادی درآیند، با آنها مشورت نمود و آنها را آزاد گذاشت که جاویدان در عالم مینوی بمانند یا به صورت جسمانی درآمده و بر ضد سپاه اهریمن ستیز کنند، فروهرها پذیرفتند که در جهان مادی ستیز کنند چون می‌دانستند که دیوها را شکست خواهند داد و بدی از جهان نابود خواهد گشت.

جشن فروهرها در گاهنبار ششم برگزار می‌شده و مدت آن ده روز بوده و آنرا جشن فروردگان یا فروردیان می‌گویند. لازم به یادآوری است که در اوستا از پنج نیروی باطنی بدین ترتیب سخن رفته،
اهو یا جان
دئنا یا وجدان
بئوذ یا قوهٔ ادراکه
اورون یا روان
فروشی یا فروهر. این نیروها هر یک جا و دربارهٔ آنها در بخش‌های اوستا و نوشته‌های پهلوی سخنانی آمده است. [۱]

معنی فروهر در فرهنگ دهخدا 

فروهر. [ ف ُ هََ ] (اِ) در پهلوی فروهر ۞ ، فارسی باستان ظاهراً فرورتی ۞ و در اوستا فره وشی ۞ . در اصل مرکب از دو جزء فره یافرا به معنی پیش و «ور» به معنی پوشاندن ، نگهداری کردن و پناه بخشیدن . طبق مندرجات اوستا فروهر نیرویی است که اهورمزدا برای نگهداری آفریدگان نیک ایزدی ازآسمان فروفرستاده و نیرویی است که سراسر آفرینش نیک از پرتو آن پایدار است . پیش از آنکه اهورمزدا جهان خاکی را بیافریند، فروهر هر یک از آفریدگان نیک این گیتی را، در جهان مینوی زبرین بیافرید و هر یک را بنوبه ٔ خود برای نگهداری آن آفریده ٔ جهان خاکی فرومی فرستد و پس از مرگ آن آفریده ، فروهر او دیگر باره بسوی آسمان گراید و به همان پاکی ازلی بماند. اما هیچگاه کسی را که به وی تعلق داشت فراموش نمیکند و هر سال یک بار به دیدن وی می آید و آن هنگام جشن فروردین است ، یعنی روزهایی که برای فرودآمدن فروهرهای نیاکان و پاکان اختصاص دارد. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). || به معنی جوهر که در مقابل عرض باشد. (برهان ). از فرهنگ دساتیر است . رجوع به دساتیر ص 258 شود.

نماد فروره اهورایی 

 

بازشکافی نماد فروهر

در کتاب های مزدیسنی(زرتشتی) فروهر به شکل مردی نورانی (شکل بالا) مجسم شده که دارای دو بال گشاده است و از حلقه ای در حال گذر کردن می باشد. پایین تنه این مرد و هم چنین بال های او به سه طبقه تقسیم شده است. در بعضی از کتاب هایی که درباره مزدیسنا(دین زرتشت) نوشته شده برای هر یک از این علامات تفسیرهایی ذکر نموده اند که ما اینک چند تا از آن ها را بازگو می کنیم.

بال های گشاده فروهر علامت پرواز به طرف بالا و به سوی جلو است. تقسیمات سه گانه روی بال ها نشان سه اصل مهم مزدیسنا(دین زرتشت) یعنی اندیشه, گفتار و کردار نیک می باشد. دایره ای که در وسط قرار گرفته و مرد نورانی در حال گذر کردن از آن می باشد اشاره به دنیا و علایق دنیوی است که انسان باید در زندگی با آن روبه رو شود و دست و پنجه نرم کند و تقسیمات سه گانه در پایین تنه مرد نشان اندیشه بد , پندار بد و کردار بد است و انسان بایستی در زندگی از آن ها دوری کند و گرد آن ها نگردد. 

از مجموع بیانات بالا چنین نتیجه می گیریم که انسان عاقل باید همواره همتش بلند باشد, با آن چه دارد قانع نشود و پیوسته در حال پیشرفت باشد زیرا رکود علامت عقب ماندگی و بیچارگی و نیستی است ولی این پیشرفت و سوق به جلو نباید از راه تقلب و نادرستی بوده یا با دروغ و خیانت و پستی همراه باشد بلکه انسان باید با پیروی از سه اصل اندیشه و گفتار و کردار نیک با راستی و درستی و پشتکار و جدیت سعی کند راه پیشرفت را پله به پله بپیماید تا هم در دنیا نیکنام و سرافراز شود و هم هنگامی که وقت رفتن فرا می رسد بتواند صفات زشت مانند بداندیشی و نادرستی و گفتار و کردار بد و ناشایست را پشت سر گذاشته و از حلقه دنیا آزاد شده به وسیله پندار نیک , گفتار نیک و کردار نیک به پرواز خو د به بالا و جلو ادامه دهد. 

این شکل که در عهد باستان بر روی سکه های باستانی, در دل سنگ ها, و بر سر در آتشکده ها نقش بسته بود و امروز نیز بسیاری از ادارات دولتی و ملی ما دیوارها و سردرب ساختمان های خود را با آن زینت می دهند در حقیقت آرم آریایی و نشان ملی ما ایرانیان محسوب می شود و به ما یادآوری می کند که هر ایرانی باید بکوشد که به ایرانی بودن خود افتخار نماید و در حفظ میهن عزیز و محبوب از جان و دل دریغ نکند و هیچ وقت درجا نزند بلکه همیشه با اتکاء به اصل اندیشه نیک و گفتار نیک و کردار نیک و راستی و درستی و سعی و عمل همانند فروهر در پرواز به سوی بالا و پیشرفت به جلو باشد.


بعضی از خاورشناسان بیگانه از روی بی اطلاعی از اصول مزدیسنا این پیکره را که بر دل کوه ها کنده شده شکل اهورامزدا دانسته و عده ای ایرانی نیز به تقلید آن ها و بدون کوچک ترین تحقیق و جستجو این موضوع را در نوشته های خود تکرار کرده اند در صورتی که اگر به کتاب اوستا مراجعه نماییم خواهیم دید که اهورا مزدا, خدای یگانه زرتشتیان و ایرانیان روح مجرد است و در هیچ قسمتی از اوستا به شکلی مجسم نشده است. در زیر یکی از آیات اوستا را برایتان می نویسم که می گوید خداوند را فقط می توان چشم دل نگریست.

در اوستا, در یسنای 31 بند هشتم چنین می خوانیم: 

 "ای اهورا مزدا هرگاه تو را با دیده دل نگریستم در قوه اندیشه خود دریافتم که تویی سر آغاز, که تویی سرانجام , که تویی پدر منش پاک , که تویی آفریننده راستی , که تویی داور دادگر اعمال جهانی".

 

پانویس
↑ اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته‌های پهلوی. ص ۵۷۶ و ص ۵۷۷

 منابع :

عفیفی، رحیم. اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته‌های پهلوی. چاپ اول. تهران: انتشارات توس۱۳۷۴
ویکی پدیا

فرهنگ دهخدا

partizan_g.mihanblog.com