امروز روز جهانی بزرگداشت فردوسی است

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

به خاطر زبان مادریم مدیونش هستم. به خاطر تمام روزهای کودکیم که زیر باران ترانه می خواندم و با زبانی که او برایم به یادگار گذاشت و رفت با قطره های باران هم آواز می شدم. 

 مدیون مردی بزرگ که زبان فارسی را برایم به یادگار گذاشت. 

 زبانی شیرین که با هر کلمه اش "ایران" را در ذهنم جاوید می کند. مدیون حکیم ابوالقاسم فردوسی. 

 و امروز من بازبان مادریم فریاد می زنم: عالیجنابان مغرب زمین! در مقابل من کلاه از سر بردارید که من زاده سرزمینی هستم که فردوسی بزرگ در آن زاده شد. 

 من زاده سرزمین رستم و زال هستم. سرزمین آرش. 

 زین پس نام سرزمین مرا با احترام برزبان آورید که او مادر فردوسی است. 

 مادر شاعری بزرگ که یقین دارم برضریح کلامش، دخیل ترجمه بسته اید. 

 نام خاتون خاوری ام، مادرم ایران را با زبان شیرین فردوسی و مولا نا بر زبان آورید و همراه با فردوسی بزرگ: 

 "بگوئید این جمله در گوش باد 

 چو ایران نباشد تن من مباد" 

 هر شخصی که در خاک پاک ایران زمین متولد شده باید کرایه سرزمین خود را بپردازد. درست مثل فردوسی که کرایه سرزمینی اش را پرداخت. مثل حافظ و سعدی و مولا نا و مفاخر ملی و همه شهدای ایران از زمان ایرج تا شهدای جنگ تحمیلی. 

 شاهنامه فردوسی راه چگونه زندگی کردن را به ما میآموزد; به ما که زاده سرزمین او هستیم. 

 فردوسی شاخص ترین مرد شعر و ادب جهان است. این بزرگمرد هزار سال پیش سرایش شاهنامه را به اتمام رساند به طوری که سال گذشته ما هزاره سرایش شاهنامه را به جشن نشستیم. 

 فردوسی در سال ۳۲۹ بعد از هجرت پیامبر در شهر طوس و در دهی به نام پاژ به دنیا آمد و در ۴۱۱ بعد از هجرت از دنیا رفت. 

 ارثیه این مرد بزرگ برای تمام فرزندانش که همانا مردمان ایران زمین هستند، ۶۵ هزار بیت شعر است که به صورت حماسه و مثنوی از پنجمین فرزند حضرت آدم، کیومرث تا آخرین پادشاه ساسانی، یزدگرد سوم، سروده شده. 

 سرایش این ۶۵ هزار بیت، ۳۰ سال از عمر فردوسی را در بر می گیرد و اشعاری که هزار سال پیش سروده شده امروز به راحتی برای ما قابل درک است. 

 بسیاری از بزرگان دنیا مانند نیچه از فردوسی درس گرفته اند و زندگی خود را براساس آموزه های فردوسی پیش برده اند. 

 تئودور مانسن در سال ۱۹۰۲ کتابی راجع به جنگ های آلمان و ایتالیا نوشت و جایزه نوبل را از آن خود کرد. 

 وقتی از او پرسیدند، چگونه به جایزه نوبل دست پیدا کردی، گفت: این جایزه متعلق به من نیست، بلکه متعلق به حکیم ابوالقاسم فردوسی ایرانی است که من کتاب او را خواندم و براساس نوشته های او کتابی نوشتم که موفق به کسب جایزه نوبل شد.



 

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌


فردوسی بزرگ در تمام شاهنامه یک حرف نامربوط نمی زند، نه مدح شاهی را می گوید و حتی از خودش تعریف می کند، او در تمام شاهنامه حتی یکبار هم نام خود را نمیآورد. خلا صه کلا م فردوسی در این بیت شعر خلا صه می شود:

تو را دین و دانش رهاند درست

ره رستگاری ببایدت جست

یعنی یک بال از دین و یک بال از دانش برای پرواز لا زم است.

شاهنامه از آن جهت به این نام خوانده شده که شاه همه نامه هاست.

در آن مدح شاهی گفته نشده وبدی و درستی به زیبایی و ظرافت از هم تفکیک شده.

آن زمان که گالیله اعلام کرد زمین گرد است او را محکوم به اعدام کردند، در حالی که سالها پیش از او یعنی هزار سال پیش فردوسی، به گرد بودن زمین اشاره می کند و از چرخنده دهر صحبت به میان میآورد. همچنین زایمان سزارین که به خاطر ژولیوس سزار، سزارین نامیده شد سالها قبل در شاهنامه فردوسی مطرح شده بود. هزار سال پیش رستم دستان به این روش به دنیا آمد با این حال، باز ما هم عقب ماندیم و این نوع زایمان به نام دیگران تمام شد و هم اکنون تلاش ما برای تعویض نام سزارین به رستمانه در مجامع پزشکی به نتیجه نمی رسد و این یعنی ماهنوز فرهنگ غنی خود را باور نداریم و از دیگران پیروی می کنیم.

در شاهنامه آمده که زمانی که مادر رستم درحال وضع حمل است و مشکل زایمان دارد، سیمرغ یا همان سروش ایزدی به بشر راه زایمان غیرطبیعی را میآموزد.

همچنین برادران رایت مدعی پرواز آن هستند، هزار سال پیش جمشید جم اولین کسی بود که به آسمان پرواز کرد و پس از آن کاووس کی! این یعنی انگیزه پرواز در مغز ایرانی!!!

با این حال فردوسی در کشور ما با سختی زیست و پس از مرگش حتی اجازه ندادند که او را در قبرستان شهر دفن کنند و بنابراین او در خانه خودش دفن شده است.

فردوسی از نژاد دهقانان است و خود او و پدرانش صاحب ملک و املا ک فراوان بوده اند و اوضاع مالی خوبی داشتند.

ارثیه پدران فردوسی به او می رسد و او تمام اموالش را در راستای فرهنگ و تمدن ایران زمین خرج می کند و شاهنامه را می سراید. فردوسی اینگونه زیست و چیزی از کسی نخواست و در پایان عمرش سلطان محمود غزنوی حقی را که باید به او پرداخت می کرد، نپرداخت و پیکر بی جان فردوسی را در قبرستان عمومی شهر راه نداد. چرا که او را طاغوت زده می دانست.

اما ما فردوسی داریم و قدرش را نمی دانیم. نمی دانیم که دزدان چشم به راه غفلت ما هستند تا فردوسی را هم مانند مولا نا بدزدند.

چرا که:

چو دزدی با چراغ آید

گزیده تر برد کالا

دزدان می دانند که چه چیزی را باید ببرند. آنها می دانند که ما چه گنجی داریم. همانطور که ترک ها مولانا را بردند و هیچ کس نگفت مولانا در تمام عمر خود یک بیت شعر ترکی نگفت. و حالا از دولتی سر شاعر ما دولت ترکیه میلیونها دلار وارد کشورش می کند و ما فقط شاهد هستیم.

در تاجیکستان، مجسمه ۱۷ متری فردوسی را در پارک دوشنبه طراحی کرده اند و آن مجسمه میعادگاه ادب دوستان و عاشقان شعر فارسی است. با این که فردوسی دشمن آن سرزمین بوده چرا که تاجیکستان توران زمین بوده است.

هر گاه کلا می را با طلا بنویسند می گویند، آن کلا م آنقدر با ارزش بود که با طلا نوشته شده اما بعضی کلمات هستند که اگر با طلا نوشته شوند عیار طلا بالا می رود نه آن کلمات! اشعار فردوسی از آن دست کلمات هستند که عیار طلا را بالا می برند و به طلا افتخار می دهند.

شخصیت فردوسی آنقدر والاست که نه تنها به تمام مذاهب و ادیان بلکه به دشمن خود هم احترام می گذارد.

چنانچه می گوید:

شود کوه آهن چو دریای آب

اگر بشنود نام افراسیاب

یعنی فردوسی دشمن را خوار و خفیف نمی کند و او را بزرگ می شمرد و افراسیاب را اینچنین بزرگ می کند و اینجاست که با بزرگ شمردن دشمن، خود را هم بزرگ می کند.

فردوسی باور داشت که همه جهانیان برای چراغانی جهان زحمت می کشند و ریسه به دست ایستاده اند و این فقط ما نیستیم که در فکر دنیا هستیم.
 


چنانچه می گوید:

به هر جا که هستید خروش آورید

جهنده جهان را به جوش آورید

همه یک به یک مهربانی کنید

به کل جهان پاسبانی کنید

به صلح جهانی بکوشید سخت

به فر جهان باور نیک بخت

جهان را بسازید همچون بهشت

مگوئید هرگز سخن های زشت

بگوئید این جمله درگوش باد

چو ایران نباشد تن من مباد
 


 منبع : روزنامه مردم سالاری
 
 
  

چقدر شاهنامه می خوانیم؟
 
 
www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

 بزرگداشت حکیم توس نه تنها تجلیل از یک فرد بزرگ بلکه در واقع گرامی داشت بزرگی و عظمت یک ملت است که در هزاره های  گذشته با وجود همه مرارت ها و مصایب تاریخی باقی مانده و خدمات فراوانی به تمدن بشری کرده است.

بی گمان فردوسی بزرگ نه تنها یکی از درخشان ترین ستاره های آسمان ادب ایران است ، بلکه نماد و تجلی عظمت ملت ایران و یکی از افتخارات تاریخ جهان است و شاهنامه این اثر جاودانه او که بی گمان یکی از شاهکارهای ادبی تاریخ بشر است ، بر بلندای تارک ادب ایران زمین درخشیده و بدون تردید تا ابد خواهد درخشید.

حال پس از گذشت بیش از هزار سال از زندگی فردوسی بزرگ ، ما ملتی هستیم که با همه بدی ها و خوبی ها ، با همه ضعف ها و قوت ها میراث بان شاهنامه ایم و این اثر بزرگ تاریخ ادبیات جهان به عنوان هدیه ای از طرف فردوسی بزرگ در دامان تمدن ایرانی و بشری قرار گرفته است .

شاهنامه نه تنها یک کتاب شعر و ادب بلکه یک کتاب سرشار از حکمت و خرد است و اشعار نغز و زیبای حکیم توس در تصویر کردن آنچه که مربوط به اسطوره های باستانی ایران زمین است ، یکی از بی بدیل ترین کتاب های حماسی جهان را آفریده که بی گمان نه پیش از فردوسی و نه پس از او کسی را یارای آفرینندگی اثری به این عظمت و بزرگی نیست.

ما ایرانیان در هزار سال گذشته وارث شاهنامه بوده ایم و بدون تردید باید این اعتراف تلخ را کرد که نیاکان ما وارث بهتری از ما بوده اند. 

 اگر امروز از نسل جدید بخواهیم که اشعاری از شاهنامه بزرگ فردوسی بخوانند در پاسخ چه خواهیم شنید ؟

چند درصد از خانواده های ایرانی در خانه خود شاهنامه دارند ؟ و چند درصد به فرض در اختیار داشتن این اثر ملی آن را خوانده و یا برای فرزندان خود از حکایت های این اثر ملی می گویند ؟
به راستی چند درصد ما ایرانیان تا کنون کتاب شاهنامه را به دست گرفته و چند بیتی از آن خوانده ایم ؟ به جز فرزانگان و برخی خواص چند درصد از مردم حتی نگاهی به صفحات این اثر ملی انداخته اند؟

بیاییم از همین جا و در سالروز جهانی گرامیداشت فردوسی( 25 اردیبهشت) با خود این پیمان را ببندیم که تا سال آینده در همین روز دست کم چند ده یا چند صد بیت از این کتاب بزرگ و حماسی را که یادگار تمدنی و سند افتخار ملی ما ایرانیان است ، را از حفظ کنیم .

این کار مشکلی نیست اگر بخواهیم تنها و تنها در پایان هر روز 5 تا 10 دقیقه همت کنیم و اگر در هر روز تنها یک بیت از این اثر ملی را بیاموزیم در پایان یک سال ما دست کم از دهها هزار بیت این کتاب ملی مان بیش از 350 بیت را حفظ هستیم.

فردوسی بزرگ با نگارش این اثر ملی در آن شرایط تاریخی دشوار برای تمدن ایرانی بسیار بیشتر از آنچه که باید ، دین خود را نسبت به نسل های آینده ایران زمین ادا کرده و حالا کوچک ترین کاری که ما می توانیم انجام دهیم نگاهبانی از میراث گنجینه ای است که او با خردمندی تمام به داخل واژگان زبان و ادب پارسی ریخته است .

فردوسی بزرگ نماد عظمت و بلندی نام ایران و ایرانی در جهان است و بی گمان نام پرآوازه این مرد بزرگ نه تنها باعث سربلندی ایران و ایرانی بلکه سبب افتخار جامعه بشری است و ما مفتخر به این هستیم که این مرد بزرگ از دامان تمدن ایرانی بالیده است ،
 
حال چرا نباید به شکرانه میراث داری این مرد بزرگ تاریخ بشر با او همدم نشویم و همه با هم نسراییم :

بیا تا جهان را به بد نسپریم
به کوشش همه دست نیکی بریم
نباشد همی نیک  و بد پایدار
همان به که نیکی بود یادگار

همان گنج و دینار و کاخ بلند
نخواهد بدن مر تو را سودمند
فریدون فرخ فرشته نبود
ز مشگ و ز عنبر ، سرشته نبود
به داد و دهش یافت آن نیکویی
تو داد و دهش کن  ، فریدون تویی