تمام بودونبودم ٍوجود مادر بود
کسی که مظهر عشق بودو مادر بود
برای من به جهان هزار رنگ وفریب
کسی که مونس وغمخوار بود ٍ مادر بود
برای راحتی من چه رنجها نکشید
کسی که موی سفید ٍروی سفید بود مادر بود
به وقت بیماری  بیقرار او به برم
کسی که دست بر سرم میکشید مادر بود
به نیمه های شبو با صدای گریه من
کسی که با هراس ز جا میپرید مادر بود
به کوچه وبرزن یا به وقت خطر
کسی که با شتاب در پیم میدوید مادر بود
چو پای من به زمین گاه میلغزید
کسی که از ته دل اه میکشید مادرم بود...........