حکیم ابو القاسم فردوسی

سلام به طرفداران بزرگترین شاعر این سرزمین.کسی که اکثر شعرای آزاد اندیش و پارسی گو بر سر خوان ادب او نشستند.
کسی که اگر نبود همت والاای او چه بسا ایرانی نیز مانند مصری و آفریقایی به زبان عربی صحبت میکرد .چه زیبا گفته است فردوسی بزرگ:

بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی

حال مرسوم شده هر کسی میخواهد از شعر و شاعری سخن بگوید دیوان حافظ را باز کرده تفالی میزند و چند بیت میخواند و بس.
چرا شاهنامه در گوشه ی کتابخانه ها خاک میخورد؟ و سنت زیبای شاهنامه خوانی به دست فراموشی سپرده شده؟

ستایش کنم ایزد پاک را
که گویا و بینا کند خاک را

به موری دهد مالش نره شیر
کند پشه بر پیل جنگی دلیر

جهان را بلندی و پستی توای
ندانم چه ای آنچه هستی تویی

به امید روزی که ایرانی به سربلندی و افتخارات گذشته دست یابد:


که گردون نگردد مگر بر بهی
به ما بازگردد کلاه مهی

دوستان عزیز بیایید در خور توانمان. این صفحه ها را به اشعار زیبای استاد سخن پارسی بیاراییم:

ز روز گذر کردن اندیشه کن
پرستیدن دادگر پیشه کن

به نیکی گرای و میازار کس
ره رستگاری همین است و بس

منه هیچ دل بر جهنده جهان
که با تو نماند همی جاودان
/ 5 نظر / 43 بازدید
عقاب طلایی

از مطلب زیبا و آموزنده شما متشکرم

دارا

درود بر شما بسیار لذت بردم پاینده ایران و ایرانی

مهنا

موفق باشی دوست عزیز...[شوخی]

ندا

با درود زکریای رازی آمد و رفت! انیشتین آمد و رفت! فروید آمد و رفت ! استیو جابز که به نوعی پدر تکنولوژی نوین بود هم آمد و رفت اما هنوز در همسایگی ما مادری اسپند دود می کند ! پدری گوسفند می کشد ! دختری طالع بینی می خواند که شوهرش باید متولد چه ماهی باشد ! پسری پشت ماشینش می نویسد: بیمه قمر بنی هاشم ! هنوز برای ازدواج استخاره می کنند ! هنوز مردی به همسرش به جرمِ کم حجابی!! تهمت فاحشه میزند! توی چاه پول میریزند و نامه پست می کنند ! از کشتن یک بچه ۱۷ ساله ذوق می کنند ! آیا عقب ماندگی زیر پوست مملکت من است؟!!! فردوسی:ھدر این خاک زرخیز ایران زمین نبودند جز مردمی پاک دین ھمه دینشان مردی و داد بود وز آن کشور آزاد و آباد بود چو مھر و وفا بود خود کیششان گنه بود آزار کس پیششان ھمه بنده ناب یزدان پاک ھمه دل پر از مھر این آب و خاک پدر در پدر آریایی نژاد ز پشت فریدون نیکو نھاد بزرگی به مردی و فرھنگ بود گدایی در این بوم و بر ننگ بود کجا رفت آن دانش و ھوش ما چه شد مھر میھن فراموش ما که انداخت آتش در این بوستان کز آن سوخت جان و دل دوستان چه کردیم کین گونه گشتیم خوار؟ خرد را فکندیم این سان زکار نبود این چنین کشور و

mohammad

درود بر شما دنبال این چند بیت میگشتم درود بر شرفت